مفهوم مال:

در اصطلاح حقوقي جهت تعريف مال به توصيف آن اكتفا مي‌كنند و مال به هر چيزي اعم از جسم يا حقوق اعتباري گويند كه علاوه بر دارا بودن فايده‌ي عقلايي و ارزش اقتصادي[1] (نيازي اعم از مادي يا معنوي را برطرف نمايد)، قابليت اختصاص به شخص يا اشخاص معيني داشته باشد[2] مفيد بودن ويژگي دوم را ندارند و اگر يكي از اين شرايط را نداشته باشد مانند هواي آزاد، نور آفتاب و اقيانوس‌ها كه با وجود مفيد بودن، ويژگي دوم را ندارند وليكن همين موارد مانند هواي آزاد ممكن است تحت شرايطي استثنايي، مال محسوب شود چنانكه تعميرگاه‌ها در پمپ‌هاي باد، هواي آزاد را ذخيره و هواي آزاد را به خود اختصاص داده‌اند.

در حالت كلي مال در دو معناي مادي (جسماني) و حقوقي (اعتباري يا مجرد) به كار مي‌رود كه قبل از اينكه بتوانيم به فهم اين مسائل نائل شويم مي‌بايست معناي جهان اعتبار و مجردات در حقوق را تشريح نمائيم؛ در حقوق دو عالم قابل تصور است عالم نخست كه همان عالم مادي خودمان است كه عالم ماديات است وليكن حقوق به اين عالم محدود نمي‌شود تا آنجا كه مي‌گويند عالم حقوق عالم اعتبار، فانتزي‌بافي و خيال‌بافي است، بهترين حقوقدان كسي است كه از قوه‌ي تخيل بالايي برخوردار باشد بله راجع به عالمي ماورايي صحبت مي‌شود عالمي كه كليه انتقالات حقوقي، روابط حقوقي در آنجا شكل مي‌گيرد به عنوان نمونه كتابي كه در ملكيت شما است در عالم اعتبار آن كتاب به شما متصل است (داخل در دارايي شما است) حال ممكن است در عالم مادي در تصرف شخص ديگري باشد يا آيا كسي مي‌تواند بگويد مرد و زني كه در كنار هم قرار گرفته‌اند، زن و شوهر هستند يا خير؟ البته خير، چرا كه رابطه‌ي حقوقي ناشي از نكاح در عالم اعتبار صورت گرفته و حقيقت در آنجا است (عالم ثبوت) در حالي كه آنچه كه در عالم مادي است مي‌تواند يك نشانه، قرينه يا دليل بر وجود آن رابطه باشد كه مي‌تواند درست باشد يا غلط (عالم اثبات)

 

[1]) ارزش اقتصادي همان رغبت و ميلي (ريشه مال از اين كلمه مي‌باشد) است كه اشخاص در جامعه براي به دست آوردن آن حاضرند از متعلقات خود براي به دست آوردنش بگذرند و به اين دليل چهره نوعي دارد چرا كه تمامي افراد در جامعه نيازهاي مشابهي دارند پاره‌اي از نويسندگان در دو مورد، عليرغم فقدان ارزش اقتصادي نوعي قائل به ماليت مي‌باشند مثل عكس‌ها و يادگارهاي خانوادگي و مال اندك؛ براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد ص 10 و ص 11 كتاب كاتوزيان.

[2]) لازم نيست كه مال داراي مالك باشد و صرفاً قابليت ملكيت را داشته باشد كفايت مي‌كند (بالقوه) چنانكه رابطه ملك و مال، عموم و خصوص من وجه است؛ بعضي مال‌ها ملك نيستند مانند (آب‌هاي منابع، زمين موات و گنج) بعضي مال‌ها ملك هستند مانند خودكار من و كيف شما بعضي ملك‌ها مال هستند مانند تلفن همراه، بعضي ملك‌ها مال نيستند