خيارات:

واژة «خيار» اسم مصدر «اختيار» يا مصدري است به معني اختيار و مقصود اختياري است كه شخص در فسخ معامله دارد. به همين جهت گاه همراه با كلمة فسخ مي‌آيد و مي‌گويند خيار فسخ.

اختيار فسخ قرارداد در زمرة حقوق است. امتيازي است كه قانون به صاحب آن مي‌دهد تا به دلخواه استفاده كند. بنابراين ذي‌الخيار مي‌تواند از اين حق صرف نظر كند و آن را ساقط كند (ماده 448 ق.مدني) همچنين حق خيار قابل انتقال است و به ورّاث مي‌رسد (ماده 445 ق.مدني).

احتمال دارد چند خيار گوناگون در يك عقد جمع شود مثل خيار مجلس و غبن. در اين فرض چند سبب هر كدام اختيار ويژه‌اي براي فسخ عقد به وجود مي‌آورد كه در كنار هم قابل جمع است و با اجراي يكي از آن‌ها خيارهاي ديگر موضوع خود را از دست مي‌دهد.

خيارهاي فوري:

قانونگذار اجراي برخي از خيارها را فوري اعلام كرده است. اين خيارها عبارتند از: خيار رؤيت و تخلف از وصف (ماده 415 ق.مدني) خيار غبن (ماده 420 ق.مدني) خيار عيب ماده (435 ق.مدني) و خيار تدليس (ماده 440 ق.مدني).

مقصود از واژة فوري مفهوم رياضي و فيزيكي آن نيست و هر درنگ حق خيار را ساقط نمي‌كند. هدف اين است كه در نخستين فرصت ممكن و در مهلتي كه انسان متعارف در آن شرايط كاري را بي‌درنگ انجام مي‌دهد از خيار استفاده شود. در واقع فوريت عرفي مورد نظر است.

خيارهايي كه مهلت اجراي آن معين است:

در برابر خيارهايي كه بي‌درنگ بايد مورد استفاده قرار گيرد پاره‌اي از خيارها ظرف مهلت معين قابل اعمال است و با گذشت آن مهلت خود به خود از بين مي‌رود. اين خيارها عبارتند: از خيار مجلس كه مهلت اجراي آن تا پايان مجلس عقد است (ماده 397 ق.مدني)، خيار حيوان كه تا 3 روز از حين عقد وجود دارد (ماده 398 ق.مدني) و خيار شرط كه با تراضي و براي مدت معين بوجود مي‌آيد (ماده 399 ق.مدني).

خيارهايي كه ممكن است با تأخير اعمال شود:

از تصريح قانونگذار به فوري بودن گروهي از خيارهاي مهم چنين برمي‌آيد كه دربارة اعمال ساير خيارها تأخير به اصل حق صدمه نمي‌زند. اگر در بقا و زوال حق فسخ ترديد شود بايد آن را به مقتضاي استصحاب، باقي دانست. اصل برفوري نبودن خيارات است. با وجود اين هر گاه تأخير در استفاده از خيار چندان به درازا كشيد كه از آن رضاي به عقد استنباط شود در سقوط خيار ترديد نبايد كرد.

خياراتي كه فوري نيستند عبارتند از: خيار تأخير ثمن، خيار تبعّض صفقه و خيار تعذر تسليم.