مهريه يا صداق يا كابين:
مهر مالي است كه به محض آنكه صيغة نكاح خوانده ميشود، زن مالك آن ميگردد و با شيربها يا باشلق كه معمولاً به عنوان هديه، حين ازدواج يا قبل از آن به زن داده ميشود متفاوت است. سه قسم مهر وجود دارد كه به ترتيب بررسي ميشوند: مهر المسمّي، مهرالمثل و مهرالمتعه.
1. مهرالمسمّي: چنانچه ميزان مهريه توسط زوجين يا شخصي كه زوجين تعيين كردهاند، مشخص شده باشد، آن را مهرالمسمّي گويند. مهريه ميتواند هر چيزي اعم از منفعت، عين، حق انتفاع، حق خيار و عمل كه بدان اطلاق مال گردد، باشد. موارد ذيل را نميتوان به عنوان مهريه قرار داد، چيزي كه متعلق حق شخص ثالث باشد مگر با رضايت ثالث (مال بازداشتشده)، عين معين در صورتي كه در حين ازدواج موجود نباشد، چيزي كه ملك شوهر نباشد، قابليت تسليم يا تسلّم وجود داشته باشد. در تعيين ميزان مهريه، حداقل و حداكثر، وجود ندارد. برخي از فقها قائلند به اينكه مهريه نميتواند بيش از مهر السنه باشد مهرالسنه، مهريه حضرت فاطمه (سلاما...عليها) ميباشد.
از آن جايي كه ميزان مهريه نقدي بعد از گذشت چند سال، بيارزش ميشود، قانونگذار تعديل آن را پيشبيني كرده است و براي اين امر، چنانچه بعد از طلاق قصد محاسبه مهريه را داشته باشند شاخص سال قبل از محاسبه را بر شاخص سال ازدواج تقسيم نموده و در ميزان مهريه ضرب ميكنند و حاصل آن ميزان مهريه زن خواهد بود و اگر بعد از فوت باشد، شاخص سال فوت بر سال ازدواج، تقسيم و در ميزان مهريه ضرب ميشود و حاصل آن مهريه زن خواهد بود.
همانطور كه قبلاً نيز گفته شد مهر، فرع بر نكاح است و بطلان آن، موجب بطلان عقد نكاح نميشود. اما اگر مهرالمسمي باطل بود زن مستحق چه مهري ميشود:
اگر مهر المسمّي به دليل مجهول بودن يا عدم ماليت باطل باشد: در اين صورت زن، مستحق مهرالمثل خواهد بود اما اگر مهرالمسمّي، ملك غير باشد و غير، آن را تنفيذ نكند، زن مستحق مثل يا قيمت مهرالمسمّي ميشود (ماده 1100 ق.م.). شخص ثالث نيز ميتواند متعهد پرداخت مهرالمسمّي گردد.
چنانچه مهريه عين معين بوده و در زمان عقد، معيوب باشد و زن بعد از عقد متوجه آن گردد، زن حق گرفتن ارش را خواهد داشت يا ميتواند مهر را كلاً قبول نكند و در اين صورت مستحق گرفتن مثل يا قيمت آن خواهد بود. چنانچه مهريه عين معين باشد و بعد از عقد و قبل از اخذ آن، معيوب شود در اين صورت زن فقط ميتواند ارش بگيرد. چنانچه مهريه بعد از عقد و قبل از تسليم، تلف شود در اين صورت، زن مستحق گرفتن مثل يا قيمت ميباشد.
زن به مجّرد عقد نكاح، مالك تمام مهر ميشود اما مالكيت وي بر نيمي از مهر متزلزل است و با وقوع نزديكي، مستقر ميشود. مهر، بدهي شوهر به زن ميباشد بنابراين، ميتوان آن را تقسيط نمود (مواد 1082، 1083 ق.م. و 1092 ق.م.). نكته قابل توجه اينكه، زن ميتواند تا زماني كه تمام مهريهاش را نگرفته از تمكين خاص (نزديكي) خودداري كند و اين عدم تمكين، مسقط گرفتن حق نفقه وي نخواهد بود. اما اگر تمكين كرده باشد يا مهريه مؤجل باشد، از اين حق حبس نميتواند استفاده كند و در صورت عدم تمكين، ناشزه ميباشد (ماده 1085 و 1086 ق.م.). اگر بخشي از مهرية مؤجل و بخشي حال باشد، بعد از گرفتن بخش حال مهريه، بايد تمكين نمايد. اگر مهريه تعيين نشده باشد، زن حق حبس ندارد اما اگر با اكراه، تمكين نمايد موجب از بين رفتن حق حبس نخواهد بود.
مطالبه مهريه هم از طريق دادگاه و هم از طريق اجرائيه ثبت قابل پيگيري است.
عدم تعيين مهر در نكاح ممكن است به چند صورت اتفاق بيافتد:
1. هيچگونه ذكري از مهر نشده است
2. عدم هر گونه مهري براي زن، شرط شده باشد
3. تعيين مهر به نظر يكي از زوجين يا به نظر هر دوي آنها يا به نظر ثالث موكول شده باشد.
اگر در نكاح از مهر ذكري به ميان نيامده باشد يا عدم آن، شرط شده باشد، زن را مفوضه البضع و به چنين عملي، تفويض مهر گفته ميشود. شرط عدم مهر باعث نميشود كه زن مهر نداشته باشد بلكه در اين حالات (عدم تعيين يا شرط عدم مهر) در صورتي كه زن و شوهر به توافق برسند، توافق آنها ملاك تعيين مهر است و اگر قبل از توافق نزديكي صورت بگيرد زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورتي كه قبل از تعيين مهر و قبل از نزديكي، شوهر فوت كند، زن مستحق مهرالمتعه ميباشد. مهرالمتعه مهري است كه با توجه به وضعيت مرد، تعيين ميگردد (مواد 1087 و 1094 ق.م.). مهرالمثل، مهري است كه با توجه به عرف و وضعيت زن، تعيين ميگردد (ماده 1091 ق.م.). چنانچه نكاح باطل بوده و زن جاهل به بطلان باشد و نزديكي هم واقع شود، زن مستحق مهرالمثل ميباشد.
چنانچه مهر در عقد تعيين نشود و تعيين ميزان آن به زن يا مرد يا رضايت هر دو و يا شخص ثالث منوط گردد، زن را مفوّضهالمهر و به اين عمل، تفويض مهر ميگويند. در اين حالت ميزان مهر توسط اين افراد، تعيين ميشود اما مهري كه زن تعيين ميكند نبايد بيش از مهرالمثل باشد اما آنچه مرد تعيين ميكند ميتواند كمتر از مهرالمثل باشد (ماده 1090 ق.م.).
چنانچه زن قبل از نزديكي فوت كند يا شوهرش فوت نمايد، همچنان مستحق تمام مهر خواهد بود (ماده 1092 ق.م.). اما اگر انحلال نكاح به دليل طلاق باشد و نزديكي صورت نگرفته باشد، زن مستحق نصف مهر ميباشد (1092 ق.م.). در اين صورت اگر مهريه، دين باشد نصف آن از ذمه شوهر ساقط ميشود و در صورتي كه شوهر پرداخت كرده باشد ميتواند آن را پس بگيرد و اگر عين باشد، و همه را تحويل داده باشد ميتواند نصف آن را استرداد كند. اگر مهريه عين باشد و شوهر، همه را تحويل زن دهد و عين همچنان نزد زن باقي باشد، شوهر در نصف آن به صورت مشاعي، شريك زن ميگردد. چنانچه زن، عين را منتقل نموده باشد و دوباره به ملكيتش بازگشته باشد، شوهر باز هم در نصف مشاع شريك ميگردد و اگر نصف آن به زن برگردد، شوهر مالك نصف ميشود.
در مورد نمائات منفصل، همه از آنِ زن خواهد بود اما نمائات متصل، مرد ميتواند نصف مهر را تملك كند و نيمي از ارزش افزوده ناشي از نمائات متصل را به زن پرداخت نمايد[1]. اگر بهاي عين افزايش يابد و اين افزايش در اثر عمل زن باشد (مثل كاشتن درخت در زمين)، مال افزوده شده از آن زن ميباشد و مرد نميتواند وي را به كندن آنها، مجبور كند و فقط ميتواند اجرت نصف زمين را از زن بگيرد و اگر افزايش در اثر تصرفاتي باشد كه زن در ملك كرده است (تبديل پارچه به لباس)، زن مستحق نصف افزايش قيمت ميباشد و اگر افزايش به دليل قيمت بازار باشد، زن مستحق افزايش نيست. چنانچه، مهر در اين فاصله معيوب شود، مرد مستحق گرفتن ارش خواهد بود.
اگر عين مال نزد زن نباشد، در اين صورت اگر مال مثلي باشد، زن بايد نصف مثل آن را تهيه و به شوهر بدهد و اگر مال قيمي باشد، لازم است قيمت نصف مال مشاع نه نصف قيمت مهر، محاسبه گردد و قيمتش به مرد داده شود. چنانچه عقد نكاح به دليلي فسخ گردد و قبل از نزديكي باشد، زن استحقاق هيچ مهري را نخواهد داشت مگر علت فسخ غبن باشد كه در اين صورت، نصف مهر را ميتواند مطالبه كند (ماده 1101 ق.م.). اما اگر فسخ نكاح بعد از نزديكي باشد، زن مستحق تمام مهريه خواهد بود.
چنانچه مهريه در عقد نكاح تعيين نشود يا عدم مهر شرط شود و قبل از نزديكي و قبل از تعيين مهر، طلاق واقع گردد، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود و اگر بعد از نزديكي و قبل از تعيين مهر باشد، زن مستحق مهرالمثل است (ماده 1093 ق.م.). اما چنانچه جدايي به دليل فسخ يا فوت باشد و مهريه تعيين نشده باشد يا عدم آن شرط شده باشد، زن قبل از نزديكي، مستحق هيچ مهري نيست و بعد از آن، مستحق مهر المثل است.
[1]) كاتوزيان، ناصر؛ حقوق مدني، چاپ دوم، ص 171 و 172.
تماس با موسسه