اعتراض شخص ثالث:

اعتراض شخص ثالث نيز يكي از طرق فوق العادة شكايت از آراء شمرده مي شود.

1- اعتراض ثالث تفاوت بارزي با فرجام خواهي و اعادة دادرسي دارد و آن اين است كه آراي قابل اعتراض شمارش نشده‌اند (مادة 418 ق.آ.د.مدني).

2- اين طريق شكايت تنها طريقي است كه براي اشخاص ثالث باز است.

3- اعتراض شخص ثالث برخلاف ساير طرق شكايت از آراء محدود به مهلت معيني نمي‌باشد اعم از اينكه شخص ثالث از رأي مطلع بوده يا نبوده باشد.

4- اگر چه حكم دادگاه علي القاعده تنها عليه محكوم عليه قابل اجرا مي باشد اما عليه تمامي اشخاصي كه در زمرة اصحاب دعواي منتهي به حكم نبوده اند نيز قابل استناد است.

5- اعتراض شخص ثالث نسبت به هرگونه رأي صادره از دادگاه‌ها اعم از قطعي يا غيرقطعي، حضوري يا غيابي و آراي صادره از دادگاه‌ها اعم از بدوي و تجديد نظر و قرارها اعم از نهايي يا اعدادي ممكن مي‌باشد.

6- اعتراض ثالث تنها نسبت به آراء امكان پذير است. ساير اعمال محاكم، از جمله تصميمات آنها در امور ترافعي (براي مثال تجديد جلسۀ دادرسي) قابل اعتراض شخص ثالث نمي‌باشند.

7- احکام صادره در امور حسبي به موجب مادة 44 قانون امور حسبي (كساني كه تصميم دادگاه را در امور حسبي براي خود مضر مي‌دانند مي‌توانند بر آن اعتراض كنند خواه تصميم از دادگاه نخست صادر شده و يا از دادگاه پژوهشي باشد و ...) قابل اعتراض شخص ثالث می‏باشند.

8- اعتراض ثالث نسبت به حكم و قرارهاي صادره از دادگاه بدوي تا زماني ممكن است که نسبت به آنها درخواست تجديدنظر نشده باشد. بنابراين شخصي كه رأي بدوي را مخل حق خود مي‌داند در صورتي كه رأي مزبور مورد تجديدنظر خواهي قرار گرفته باشد بايد به عنوان ثالث در مرحلۀ تجديدنظر وارد شود و يا در انتظار رأي اين مرحله بماند و در دادگاه تجديدنظر به آن به عنوان ثالث اعتراض كند.