اقسام شک
1- شک درمقتضی
مقتضی یعنی مقدار قابلیت و استعداد بقای موضوع تا چه اندازه است. استصحاب در این حالت حجت نیست. مثلا پیرمرد بیماری بالغ بر 90 سال، به مدت بیست سال مفقود شده است. آیا چنین شخصی اقتضای زنده ماندن و حیات دارد تا بقای او را استصحاب کنیم؟ جواب منفی است. لذا در شک در مقتضی، استصحاب جاری نمیشود و یا نکاح منقطع غالباً کوتاه مدت است. لذا نمیتوان حکم به بقای نکاح منقطع بین دو نفر بعد از سالهای طولانی داد.
2- شک در رافع
با فرض به بقاء و استعداد و قابلیت دوام در بقاء آن تردید حاصل شود. مثلاً بعد از انعقاد عقد نکاح دایم بین دو نفر، شک میکنیم آیا رافعی (مانند طلاق) رخ داده است یا نه؟ مجرای استصحاب همین شک در رافع است. لذا بدان توجه ننموده و بقای نکاح را استصحاب مینماییم.
3- شک در رافعیت رافع
ميدانيم رافع به وجود آمده ولي در تأثير آن ترديد داريم. مثلاً شخصی همسر خود را طلاق داده است. حال شک میکنیم طلاق که ایقاع تشریفاتی است صحیح واقع شده یا نه یا مثلاً طلبکار سند طلب را به بدهکار داده اما نمیدانیم برای ابراء ذمه مدیون بوده یا امر دیگری رخ داده است.
نکته: اگر در صحت طلاقی تردید شود، استصحاب زوجیت از مقولهی شک در رافعیت موجود است.
شك ساري يا قاعده يقين
هر گاه شك لاحق، يقين سابق را متزلزل كند به آن حالت، شك ساري يا قاعدهی يقين ميگويند.
نکته: استصحاب اعتبار قانون در دو حالت جاری است: گذشت زمان طولاني بر عدم اجراي قانون و شك در نسخ قانون (اين استصحاب را بعضي استصحاب شرع ناميدهاند. منظور از شرع، قانون و اعتبار قانون است).
استصحاب کلی: عبارت است از استصحاب مفهومي كه بتواند داراي افرادي باشد.
استصحاب جزیی: عبارت است از استصحاب فرد معين و مشخص.
مثلاً اگر مدت طولاني از وضع مادهاي گذشته باشد و حال شك كنيم به دليل گذشت زمان طولاني ممكن است فسخ شده باشد يا به دليل عمل نكردن به آن متروك شده باشد، با استصحاب و اعتبار بقاي آن به قوت خود باقي است.
تماس با موسسه