اصل عدم نقل:

لفظی داریم که قبل از شرع دارای معنای مشخصی بوده است. با آمدن شرع شک می‏کنیم که این لفظ همان معنا را دارد یا یک معنای جدید پیدا کرده است یعنی شک می‏کنیم که آیا این لفظ به معنای جدید منتقل شده است یا خیر؟ در اینجا اصل عدم نقل است.

مثلاً لفظ بیع قبل از اسلام به معنای خرید و فروش بوده است. حال شارع از لفظ بیع استفادۀ زیادی می‏کند. در اینجا ما شک می‏کنیم منظور شارع از بیع همان معنای قدیمی است یا معنای دیگری پیدا کرده است. در اینجا بر طبق اصل عدم نقل می‏گويیم همان معنای قدیمی منظور است.

اصل عدم اشتراک:

یک لفظی داریم که دو معنی دارد. شک داریم آیا هر دو معنی حقیقی است یا یکی حقیقی است و دیگری مجازی؟ اگر لفظی دو معنی داشته باشد دو حالت وجود دارد: 1- یا هر دو حقیقی 2- یا یکی حقیقی و دیگری مجازی است. در اینجا طبق اصل عدم اشتراک می‏گويیم یکی حقیقی است و یکی مجازی. علت و دلیل این اصل این است که اگر هر دو معنی حقیقی بود، مخاطب هیچ چیز نمی‏فهمد زیرا قرینه‏ای وجود نداشت ولی حالا که یکی از معانی حقیقی و دیگری مجازی است، دست مخاطب باز است زیرا می‏تواند به سراغ راههایی که بوسیلة آن می‏توان معنای حقیقی را از معنای مجازی تشخیص داد، برود و آنگاه اصالة الحقیقه را جاری می‏سازد و مي‌گوید معنای حقیقی منظور است.

نکته: تمام اصول فوق در یک اصل خلاصه می‏گردد یعنی به جای شش اصل می‏توانیم یک اصل را بیان کنیم که مادر همۀ این شش اصل می‏باشد که عبارت است از اصالة الظهور.