ماده 41)1- وکلا باید درجلسۀ محاکمه دخالت و شرکت داشته باشند ولی لزوماً حضور فیزیکی آنان لازم نیست بلکه می‏توانند نیایند و لایحه بدهند.

2- وکلا اصولاً نمی‏توانند تقاضای تجدید جلسه را کنند مگر در موارد ذکر شده در این ماده

3- بازداشت شدن وکیل از جمله حوادث خارج از اختیار وکیل می‏باشد.

ماده45)1- استعفای وکیل درمرحلۀ ابلاغ حکم درصورتی که حق تجدید نظر یا فرجام داشته باشدیا حتی حق توکیل داشته باشد مؤثر در مقام نمی‏باشد و باید وکیل تجدید نظر یا فرجام خواهی کند زیرا مدت اين طرق شكايت محدود است و در صورت استعفای وکیل حق موکل ضایع می‏شود.

2- مرجع تجدید نظر وفرجام نیز موظف به قبول تجدید نظر خواهی وکیل مستعفی است.

ماده 48)1- تقدیم دادخواست از شرایط اقامۀ دعوا محسوب نمی‏شود بلکه از شرایط لازم برای شروع به رسیدگی می‏باشد.

2- مدیر دفتر کل (شعبۀ اول) دادخواست را ولو اینکه ناقص باشد ثبت می‏کند و رفع نقص از دادخواست با شعبۀ مرجوع الیه می‏باشد.

ماده 49)1- تاریخ رسید دادخواست به دفتر كل تاریخ اقامۀ دعوا می‏باشد ولو دادخواست ناقص باشد.

ماده51) 1- اگر دادخواست بر روی فرم چاپی نباشد عنوان دادخواست بر آن صدق نمی‏گردد و قابل ترتیب اثر نمی‏باشد. بنابراین نیازی به اخطار رفع نقص ندارد.

2- ضمانت اجرای رعایت نکردن بند 7 این ماده یعنی امضاء کردن دادخواست این است که دادخواست بایگانی می‏شود وقابل ترتیب اثر نمی‏باشد. بنابراین اخطار رفع نقص نیاز ندارد.

3- اگر خواسته غیر مالی باشد فقط خواسته بايد تعیین گردد ولی اگر خواسته مالی باشد علاوه بر خواسته باید بهای خواسته نیز معین گردد مگر اینکه تعیین بهای خواسته ممکن نباشد.

4- در تمام مواردی که خواسته مطالبه وجه رایج ایران است تقویم آن موضوعاً منتفی می‏باشد.

5- خواسته بعد از اینکه مورد حکم قرار گرفت می‏شود محکوم به.