تعارضهاي متحرك:
منظور آن است كه يك رابطه حقوقي در دو زمان متوالي به دو سيستم حقوقي متفاوت مربوط شود. در اين حالت براي آنكه بتوانيم تعارض بين اين دو سيستم را حل كنيم بايد بدانيم تعارض به وجود آمده مربوط به چه مرحلهاي از مراحل وجودي يك حق ميباشد اگر تعارض مربوط به مرحله ايجاد حق باشد در اين صورت آنچه كه مورد نظر است تعيين قانون صلاحيتدار ميباشد كه حق بايد بر طبق آن به وجود آيد و اگر تعارض مربوط به مرحله اثرگذاري حق باشد در اين صورت بايد ديد كه اين حق تا چه حدي بايست محترم شمرده شود و تا چه ميزاني ميتواند منشأ اثر باشد. كاري كه اينجا انجام ميدهيم تشخيص و محدود نمودن تعارضها است.
ـ مسأله تعارضهاي متحرك اولين بار توسط بارتن مطرح گرديد.
مقايسه تعارضهاي متحرك با تعارض قوانين در زمان.
الف) شباهتها:
1. همان طور كه در تعارض قوانين در زمان در حقوق داخلي قانون جديد با قانون سابق به منظور تشخيص موارد نسخ يا اعتبار قانون سابق تطبيق داده ميشود در حقوق بينالمللي خصوصي نيز در مبحث تعارضهاي متحرك قانون محل آثار حق با قانون محل ايجاد حق به منظور تشخيص حدود اعتبار قانون محل اثرگذاري حق تطبيق داده ميشود.
2. دامنه و حدود تأثير قانون جديد و قانون محل اثرگذاري حق را نظم عمومي مشخص ميكند.
تفاوتها:
1. در بحث تعارضهاي متحرك از آنجا كه با كثرت مراجع قانونگذاري مواجه ميباشيم لذا ماهيت اين تعارض از نوع تعارض بين حاكميتها است اما در تعارض زماني قوانيني چون مرجع وضع هر دو قانون يكي ميباشد لذا تعارض حاكميت وجود ندارد.
2. با آنكه در هر دو مسأله نظم عمومي مطرح ميگردد ليكن دامنه و محدوده نظم عمومي بين آن دو متفاوت است. مفهوم نظم عمومي در تعارضهاي متحرك كه مربوط به حقوق بينالملل خصوصي است اخص از مفهوم آن در بحث تعارض قوانين در زمان كه مربوط به حقوق داخلي است ميباشد.
حالتهاي تعارض متحرك:
الف) حالات ارادي تعارض متحرك: به عبارتي فردي در كشوري حقي به وجود آورده و ميخواهد آثار ناشي از آن حق در كشور ديگر استناد نمايد و اين قسم از تعارض متحرك بر سه فرض زير استوار است:
1. فقدان تعارض در مرحله تشكيل حق
2. وجود تعارض در مرحله تشكيل حق
3. شخصي در داخل يا خارج از كشور خود حقي را به دست آورده و بعد از مرحله تشكيل حق، اقامتگاه يا تابعيت خود را تغيير دهد.
ب) حالات غيرارادي تعارض متحرك: در اين حالت اراده صاحبان حق در تعارض متحرك هيچ گونه نقشي ندارد و دو حالت دارد:
1. حالتي كه كشوري قسمتي از سرزمين كشور ديگر را ضميمه خاك خود ميسازد.
2. حالتي كه يك كشور در اثر تجزيه يا فروپاشي به اجزاي مختلف تقسيم شده باشد.
تماس با موسسه