واجب تعّبدی و توصّلی:

واجب تعّبدی آن است که باید با قصد قربت انجام شود و واجب توصّلی آن است که به هر نحو که انجام شود کافی است و احتیاجی به قصد قربت ندارد.

به طوری که از لفظ تعبدی معلوم است منظور از آن عبادت است و همه عبادات می توانند مثال براي این اصطلاح باشند. مثلاً هر گاه نماز و روزه به قصد قربت انجام شود درست است ولی اگر بدون این قصد و برای یاد دادن به دیگران خوانده شود یا از روی ریا و برای وانمود کردن به دیگری انجام شود، باطل است. برای واجب توصلی همة واجبات دیگر به جز عبادات می تواند مثال باشند مثلاً بازپرداخت وام و به اصطلاح فقهی ادای دین واجب است خواه به قصد قربت پرداخته شود یا به تظاهر، واجب انجام و تکلیف رفع خواهد شد.

نکته: هر یک از واجب تعبدی و توصلی ممکن است واجب عینی باشد یا کفايی. بنابراین چهار نوع واجب از این گونه خواهیم داشت و برای هر یک در زیر مثالی می آوریم:

واجب عینی تعبدی مانند نماز و روزة واجب.

واجب عینی توصلی مانند ادای دین و دادن نفقة واجب.

واجب کفايی تعبدی مانند نماز و غسل میت.

واجب کفايی توصلی مانند نجات  غریق.

نکته: اصل این است که واجب توصلی باشد و تعبدی بودن آن باید به اثبات برسد.

نکته: قصد قربت به معنای قصد فرمانبرداری و اطاعت امر و بندگی خداست و می توان از آن به پرستش تعبیر کرد.

نکته: عبادت عملی است که انجام دادن آن محتاج به قصد قربت باشد معامله اصطلاحی است در برابر عبادت و می توان در تعریف آن گفت: معامله عملی است که انجام آن محتاج به قصد قربت نباشد.

نکته: دراصطلاح حقوق معامله با عقد فرقی ندارد و بیشتر به عقدی که برای دو طرف ایجاد تعهد می کند معامله گویند در حالیکه معامله به تعریف اصولی شامل عقود و ایقاعات می شود و به علاوه امور دیگر را نیز فرا می گیرد مثلاً نکاح، طلاق، ردّ امانات، ردّ مال مغصوب و مضمون، عمل به وصیت، تقسیم ترکه، افراز مال مشترک و چیزهای دیگر که عبادت نمی باشند همه در اصطلاح اصول معامله نامیده می شوند.